صدایِ زنان در ادبیات

 

از نیمه‌ی دوم دهه‌ی هشتاد تا امروز، میزانِ حضورِ زنان در عرصه‌ی ادبیات، اتفاقی غافلگیرانه بود. زنان زیادی با آثارِ داستانیِ متنوع کم کم واردِ فضای ادبیات شدند که منتج به واکنش‌هایی بسیار شدید شد که برتافته از نگاهِ مردسالارانه‌ی جاری در فضای ادبی ما بود. زنان با انواع و اقسامِ انتقادها مواجه بودند که بیشتر از همه نوعِ نوشتنِ آن‌ها را هدف قرار می‌داد. این انتقادها با این مضمون بود که آیا چنین نوشتارهایی را از اساس می‌شود ادبیات دانست یا صرفا زنانه‌نویسی و حدیث نفس هستند. انتقادها بعدها صورتِ تند و گاه وقیحانه‌ای از سویِ برخی تندروها به خود گرفت. به عنوانِ زنی که اواخر دهه‌ی هشتاد اولین کتابم منتشر شد، بسیار مواجه بودم با چنین هجمه‌‌هایی از سویِ نویسندگانِ هم‌نسلم که اتفاقا داعیه‌ی روشنفکری دارند. (ادامه…)

  • نویسنده : فرشته نوبخت
  • تاریخ انتشار : ۰۴-۱۴-۹۴
  • ۲ دیدگاه

نوشتن، وقتی زن هستی …

 

زن، یعنی حضور، در اختیار بودن کامل برای دیگران در همه لحظات. در تمام طول دوره جوانی‌ام، مردانی که اطرافم بودند، من را زیر انبوهی از نصیحت‌هایشان خفه می‌کردند …: زیاد خودت را  نمایش نده. خودت را مضحکه دیگران نکن. در جمع صحبت نکن. قبول نکن در رادیو یا تلویزیون صحبت کنی. اصلا مصاحبه نکن. هیچ‌وقت به کسانی که به تو توهین می‌کنند، پاسخ نده. خودت را از یادها ببر. در یک گوشه بنشین و کارت را بکن و کاری به چیزی‌هایی که درباره تو می‌گویند، نداشته باش. بیشتر کار کن. کتاب‌هایت چنگی به دل نمی‌زند. .. …… آزادی بسیار کُند برای من از راه می‌رسید؛ زیرا این نصیحت‌ها و دلسوزی‌های آنها برای من واقعا با عاطفه حقیقی همراه بود این آزادی از بیرون به من رسید، از مخاطبان و خوانندگانم و این آزادی برای من به معنی پایان یافتن وحشت‌هایم بود. دیگر دست‌نویس‌هایم را به آنها نمی‌دادم که بخوانند و به من گوشزد کنند که اینجا و  آنجایش نامفهوم است و مناسب نیست. من شروع کرده بودم به نوشتن، همانگونه که دوست داشتم، بد یا خوب، اما بدون آن‌که در انتها کنترلی وجود داشته باشد. یک بار امتحان کردم. بعد دیگر تمام شد. و برای همیشه از آن وضعیت خارج شدم …

متن کامل این گفت‌وگو با برگردانِ دکتر ناصر فکوهی را می‌توانید در سایت انسان‌شناسی و فرهنگ مطالعه کنید.

نامه‌ها و روزنگاری‌ها

خواندنِ نامه‌ها و یادداشت‌های نویسندگانِ بزرگ، یکی از لذتبخش‌ترین کارهایِ عالم است. گاهی حتی، لذت بخش‌تر از خواندنِ آثارشان. می‌توانید امتحان کنید. به این دلیل که پنهانی‌ترین زوایایِ روح و ذهنِ آدم‌ها را عیان می‌کنند و دست یافتنِ به این زوایا در موردِ بعضی آدم‌ها، جذاب‌ است. آدم‌ها در نامه‌ها، بی‌واسطه و تا حدودی صادقانه، از درونیاتِ خود می‌گویند؛ از احساسات و نیازهایشان و از اتفاقاتِ روزمره. آن‌ها در نامه‌ها جسورتر، ساده‌تر و بی‌نقاب هستند. زیرا وقتی نیازی به چشم در چشم شدن نباشد، راحت‌تر از حقایقِ درونی سخن می‌گوییم. همین طور روزنگاری‌ها. در روزنگاری‌ها، مخاطبی به معنایِ واقعی وجود ندارد و بیشتر منولوگی است که شخص با خودش برقرار می‌کند و بی‌نیاز از گوشِ شنوا، فقط می‌نویسد. روزنگاری‌هایِ ویرجینیا وولف یکی از این متن‌هایِ دلچسب است. (ادامه…)